خرید بک لینک

سلام

این روزها مربوط به ایران حرف و بالاخص اقتصاد آن اصلا حال و روز خوبی ندارد. مانند خیلیها دلگیرم و غصه دار.

غصه دار به خاطر عدم اتحاد و همدلی در مسئولین کشور، غصه دار به خاطر چوب لای چرخ گذاشتن دولت از طرف خیلی از عناصر داخلی(که دودش در چشم مردم می رود)، غصه دار از فرهنگ خودم و مردم مربوط به ایران حرف (به خاطر توجه زیاد به منافع شخصی و حمله به بازار ارز و سکه و خودرو و....) ، غصه دار به خاطر حس ناامیدی و بی انگیزگی فراوان در جامعه و بالاخص قشر جوان، غصه دار به خاطر مظلومیت، تنهایی وبی ارزشی علم در مربوط به کشورم حرف ....

راستی ما در دانشگاه هایمان چه می آموزیم؟! کاش دانشگاهها درس عشق و عاشقی می دادند. عشق به خود، عشق به خدا، عشق به وطن، عشق به هموطن. باور کنید اگر همین تعداد دانش آموخته های دانشگاهها در این دروس نمره خوب می گرفتند، آنگاه وجدان کاری بیشتری داشتیم، آنگاه مربوط به برای حرف اعتلای مربوط به کشورم حرف ان بیشتر تلاش می کردیم، آنگاه همدل بودیم و در مقابل چندگانگی موجود در جامعه ایستادگی میکردیم، آنگاه دانشمندان و متخصصانمان تلاش خود را مضاعف می کردند و هریک مشکل اساسی از جامعه را حل می کردند. ای کاش ما مربوط به ایران حرف یان آنقدر پول پرست و تجملاتی نبودیم، ای کاش ساده زیستی الگویمان بود، ای کاش قانع بودیم و به مقدار پس انداز ارزی و اندوخته طلاهایمان قانع بودیم و ای کاش آنقدر عمیق فکر میکردیم که مربوط به برای حرف مان مسجل می بود که دنیا ارزش این همه نامردی را ندارد که در حق دیگران میکنیم، ای کاش آدم بودیم، ای کاش مربوط به ایران حرف را مادر خود میدانستیم، ای کاش ای کاش...:-(

برچسب: نویسنده: پرنیا فلاح تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:35

صفحه بندی