
خرداد 1404 و دو روز مانده به آغاز جنگ 12 روزه بود که گوشی موبایلم زنگ خورد و دیدم از تهران است و آن شخص کارشناسی از معاونت آموزشی وزارت علوم بود که با حالتی بسیار خوشحال به من اعلام کرد که استاد سرآمد آموزشی کشور شده ام و در بین 19 استاد برتر کشوری قرار گرفته ام و گفتند که باید سه شنبه هفته دیگر برای مراسم تجلیل تهران باشید. من هم ابتدا خدا را بابت کسب این عنوان سپاس گفتم و سپس نسبت به خرید بلیط رفت و برگشت تهران اقدام کردم. دو روز بعد بود که جنگ آغاز شد و همه برنامه ها بهم ریخت و از وزارتخانه پیام رسید که بعدها و در صورت پایدار شدن اوضاع، مراسم را خواهیم داشت. چندبار دیگر هم این مراسم بطور عجیبی انجام نشد! و هردفعه مشکلی بوجود می آمد که برایم تعجب انگیز بود. اوایل دی ماه بود که تماس گرفتند و گفتند اسامی همراهان خود تا 10 نفر را اعلام کنید، 2-3 روز بیشتر نگذشته بود که گفتند 24 دیماه مراسم است و باید تنها تشریف بیاورید چرا که مراسم در نهاد ریاست جمهوری است! آنهم نشد، اعتراضات مردمی در اغلب شهرها انجام شد و آن چهارشنبۀ 24 دی ماه هم بخاطر تشییع جنازه در تهران لغو شد! در آخر، مراسم در اول بهمن انجام شد. ابتدا به وزارت علوم رفتیم و جلسه هماهنگی داشتیم و ناهار خوردیم و نمازی در نمازخانه سرد وزارتخانه (تهران تعطیل بود!) خواندیم و با سه ون به طرف نهاد راه افتادیم. چندین گیت حفاظتی را رد کردیم. مراسم خوبی بود. پرواز صبحم با یزد ایر مقرر بود ساعت 6 صبح انجام شود که بخاطر برفی که در یزد می آمد! با تاخیر 2 ساعته انجام شد و پرواز برگشت ساعت 10 شب بود. هنوز پول بلیطم را دانشگاه نداده و هر روز می گویند فردا! حتی مبلغی که وزارتخانه بعنوان پاداش (هدیه) برایمان درنظر گرفته بود و به حساب دانشگاه واریز کرده بود را دانشگاه ما با کسری 11 -12 درصدی (به بهانه مالیات) به من داده که گویا دانشگاههای دیگر آنرا کامل داده اند. قرار نیست با این پولها کسی به جایی برسد. اما این نوع رفتارها است که حالمان را کمی خوب و یا بد می کند. خدا عاقبتمان را بخیر کند.
برخی لینکهای مربوط به این مراسم:
اخبار تصویری در سایت وزارت علوم
خبر در سایت انجمن ریاضی ایران
خبر در تهران تایمز

RSS
برچسب:
نویسنده: پرنیا فلاح